Sunday, January 01, 2006

قایق

قایق

من چهره‌ام گرفته

من قایقم نشسته به خشکی.

با قایقم نشسته به خشکی

فریاد می‌زنم:

"وامانده در عذابم انداخته است

در راه پرمخافت این ساحل خراب

و فاصله است آب

امدادی ای رفیقان با من."

گل کرده است پوزخندشان اما

بر من،

بر قایقم که نه موزون

بر حرفهایم در چه ره و رسم

بر التهابم از حد بیرون.

در التهابم از حد بیرون

فریاد بر می‌آید از من:

"در وقت مرگ که با مرگ

جز بیم نیستی و خطر نیست،

هزالی و جلافت و غوغای هست و نیست

سهو است و جز به پاس ضرر نیست."

با سهوشان

من سهو می‌خرم

از حرفهای کامشکن‌شان

من درد می‌بَرم

خون از دورن دردم سرریز می‌کند!

من آب را چگونه کنم خشک؟

فریاد می‌زنم.

من چهره‌ام گرفته

من قایقم نشسته به خشکی.

مقصود من زحرفم معلوم بر شماست:

یک دست بی صداست

من، دست من کمک زدست شما می‌کند طلب.

فریاد من شکسته اگر در گلو، وگر

فریاد من رسا

من از برای راه خلاص خود و شما

فریاد می‌زنم.

فریاد می‌زنم!

Friday, December 23, 2005

متن اعلاميه جهانی حقوق بشر

متن اعلاميه جهانی حقوق بشر

اعلاميه جهانی حقوق بشر که در 10 دسامبر 1948 به تصويب رسيده ، رواق بنای حقوق بشر را تشکيل می دهد که مسئوليت ساخت آن بر عهده ی ملل متحد است.

ديباچه

از آن جا که شناسايی حيثيت و کرامت ذاتی تمام اعضای خانواده ی بشری و حقوق برابر و سلب ناپذير آنان اساس آزادی ، عدالت و صلح در جهان است ؛

از آن جا که ناديده گرفتن و تحقير حقوق بشر به اقدامات وحشيانه ای انجاميده که وجدان بشر را بر آشفته اند و پيدايش جهانی که در آن افراد بشر در بيان و عقيده آزاد ، و از ترس و فقر فارغ باشند ، عالی ترين آرزوی بشر اعلام شده است ؛

از آن جا که ضروری است که از حقوق بشر با حاکميت قانون حمايت شود تا انسان به عنوان آخرين چاره به طغيان بر ضد بيداد و ستم مجبور نگردد ؛

از آن جا که گسترش روابط دوستانه ميان ملت ها بايد تشويق شود ،

از آن جا که مردمان ملل متحد ، ايمان خود را به حقوق اساسی بشر و حيثيت و کرامت و ارزش فرد انسان و برابری حقوق مردان و زنان ، دوباره در منشور ملل متحد اعلام و عزم خود را جزم کرده اند که به پيشرفت اجتماعی ياری رسانند و بهترين اوضاع زندگی را در پرتو آزادی فزاينده به وجود آورند ؛

از آن جا که دولت های عضو متعهد شده اند که رعايت جهانی و مؤثر حقوق بشر و آزادی های اساسی را با همکاری سازمان ملل متحد تضمين کنند ؛

از آن جا که برداشت مشترک در مورد اين حقوق و آزادی ها برای اجرای کامل اين تعهد کمال اهميت را دارد ؛

مجمع عمومی

اين

اعلاميه جهانی حقوق بشر

را آرمان مشترک تمام مردمان و ملت ها اعلام می کند تا همه ی افراد و تمام نهادهای جامعه اين اعلاميه را همواره در نظر داشته باشند و بکوشند که به ياری آموزش و پرورش ، رعايت اين حقوق و آزادی ها را گسترش دهند و با تدابير فزاينده ی ملی و بين المللی ، شناسايی و اجرای جهانی و مؤثر آن ها را ، چه در ميان خود مردمان کشورهای عضو و چه در ميان مردم سرزمين هايی که در قلمرو آن ها هستند ، تأمين کنند.

ماده ی 1

تمام افراد بشر آزاد زاده می شوند و از لحاظ حيثيت و کرامت و حقوق با هم برابرند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و بايد با يکديگر با روحيه ای برادرانه رفتار کنند.

ماده ی 2

هر کس می تواند بی هيچ گونه تمايزی ، به ويژه از حيث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، دين ، عقيده ی سياسی يا هر عقيده ی ديگر ، و همچنين منشاء ملی يا اجتماعی ، ثروت ، ولادت يا هر وضعيت ديگر ، از تمام حقوق و همه ی آزادی های ذکر شده در اين اعلاميه بهره مند گردد.

به علاوه نبايد هيچ تبعيضی به عمل آيد که مبتنی بر وضع سياسی ، قضايی يا بين المللی کشور يا سرزمينی باشد که شخص به آن تعلق دارد ، خواه اين کشور يا سرزمين مستقل ، تحت قيموميت يا غير خودمختار باشد ، يا حاکميت آن به شکلی محدود شده باشد.

ماده ی 3

هر فردی حق زندگی ، آزادی و امنيت شخصی دارد.

ماده ی 4

هيچ کس را نبايد در بردگی يا بندگی نگاه داشت : بردگی و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ، ممنوع است.

ماده ی 5

هيچ کس نبايد شکنجه شود يا تحت مجازات يا رفتاری ظالمانه ، ضد انسانی يا تحقير آميز قرار گيرد.

ماده ی 6

هر کس حق دارد که شخصيت حقوقی اش در همه جا به رسميت شناخته شود.

ماده ی 7

همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بی هيچ تبعيضی از حمايت يکسان قانون برخوردار شوند . همه حق دارند در مقابل هر تبعيضی که ناقض اعلاميه ی حاضر باشد ، و بر ضد هر تحريکی که برای چنين تبعيضی به عمل آيد ، از حمايت يکسان قانون بهره مند گردند.

ماده ی 8

در برابر اعمالی که به حقوق اساسی فرد تجاوز کنند ـ حقوقی که قانون اساسی يا قوانين ديگر برای او به رسميت شناخته است ـ هر شخصی حق مراجعه ی مؤثر به دادگاه های ملی صالح را دارد.

ماده ی 9

هيچ کس را نبايد خودسرانه توقيف ، حبس يا تبعيد کرد.

ماده ی 10

هر شخص با مساوات کامل حق دارد که دعوايش در دادگاهی مستقل و بی طرف ، منصفانه و علنی رسيدگی شود و چنين دادگاهی درباره حقوق و الزامات وی ، يا هر اتهام جزايی که به او زده شده باشد ، تصميم بگيرد.

ماده ی 11

1 ) هر شخصی که به بزه کاری متهم شده باشد ، بی گناه محسوب می شود تا هنگامی که در جريان محاکمه ای علنی که در آن تمام تضمين های لازم برای دفاع او تأمين شده باشد ، مجرم بودن وی به طور قانونی محرز گردد.

2 ) هيچ کس نبايد برای انجام دادن يا انجام ندادن عملی که در موقع ارتکاب آن ، به موجب حقوق ملی يا بين المللی جرم شناخته نمی شده است ، محکوم نخواهد شد. همچنين هيچ مجازاتی شديدتر از مجازاتی که در موقع ارتکاب جرم به آن تعلق می گرفت ، درباره ی کسی اعمال نخواهد شد.

ماده ی 12

نبايد در زندگی خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامت گاه يا مکاتبات هيچ کس مداخله های خودسرانه صورت گيرد يا به شرافت و آبرو و شهرت کسی حمله شود. در برابر چنين مداخله ها و حمله هايی ، برخورداری از حمايت قانون حق هر شخصی است.

ماده ی 13

1 ) هر شخصی حق دارد در داخل هر کشور آزادانه رفت و آمد کند و اقامت گاه خود را برگزيند.

2 ) هر شخصی حق دارد هر کشوری ، از جمله کشور خود را ترک کند يا به کشور خويش بازگردد.

ماده ی 14

1 ) در برابر شکنجه ، تعقيب و آزار ، هر شخصی حق درخواست پناهندگی و برخورداری از پناهندگی در کشورهای ديگر را دارد.

2 ) در موردی که تعقيب واقعاً در اثر جرم عمومی و غير سياسی يا در اثر اعمالی مخالف با هدف ها و اصول ملل متحد باشد ، نمی توان به اين حق استناد کرد.

ماده ی 15

1 ) هر فردی حق دارد که تابعيتی داشته باشد.

2 ) هيچ کس را نبايد خودسرانه از تابعيت خويش ، يا از حق تغيير تابعيت محروم کرد.

ماده ی 16

1 ) هر مرد و زن بالغی حق دارند بی هيچ محديتی از حيث نژاد ، مليت ، يا دين با همديگر زناشويی کنند و تشکيل خانواده بدهند. در تمام مدت زناشويی و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در امور مربوط به ازدواج حقوق برابر دارند.

2 ) ازدواج حتماً بايد با رضايت کامل و آزادانه ی زن و مرد صورت گيرد.

3 ) خانواده رکن طبيعی و اساسی جامعه است و بايد از حمايت جامعه و دولت بهره مند شود.

ماده ی 17

1 ) هر شخص به تنهايی يا به صورت جمعی حق مالکيت دارد.

2 ) هيچ کس را نبايد خودسرانه از حق مالکيت محروم کرد.

ماده ی 18

هر شخصی حق دارد از آزادی انديشه ، وجدان و دين بهره مند شود : اين حق مستلزم آزادی تغيير دين يا اعتقاد و همچنين آزادی اظهار دين يا اعتقاد ، در قالب آموزش دينی ، عبادت ها و اجرای آيين ها و مراسم دينی به تنهايی يا به صورت جمعی ، به طور خصوصی يا عمومی است .

ما ده ی 19

هر فردی حق آزادی عقيده و بيان دارد و اين حق مستلزم آن است که کسی از داشتن عقايد خود بيم و نگرانی نداشته باشد و در کسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افکار ، به تمام وسايل ممکن بيان و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.

ماده ی 20

1 ) هر شخصی حق دارد از آزادی تشکيل اجتماعات ، مجامع و انجمن های مسالمت آميز بهره مند گردد.

2 ) هيچ کس را نبايد به شرکت در هيچ اجتماعی مجبور کرد.

ماده ی 21

1 ) هر شخصی حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، مستقيماً يا به وساطت نمايندگانی که آزادانه انتخاب شده باشند ، شرکت جويد.

2 ) هر شخصی حق دارد با شرايط برابر به مشاغل عمومی کشور خود دست يابد.

3 ) اراده ی مردم ، اساس قدرت حکومت است : اين اراده بايد در انتخاباتی سالم ابراز شود که به طور ادواری صورت می پذيرد. انتخابات بايد عمومی ، با رعايت مساوات و با رأی مخفی يا به طريقه ای مشابه برگزار شود که آزادی رأی را تأمين کند.

ماده ی 22

هر شخصی به عنوان عضو جامعه حق امنيت اجتماعی دارد و مجاز است به ياری مساعی ملی و همکاری بين المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ضروری برای حفظ حيثيت و کرامت و رشد آزادانه ی شخصيت خود را ، با توجه به تشکيلات و منابع هر کشور ، به دست آورد.

ماده ی 23

1 ) هر شخصی حق دارد کار کند ، کار خود را آزادانه برگزيند ، شرايط منصفانه و رضايت بخشی برای کار خواستار باشد و در برابر بی کاری حمايت شود.

2 ) همه حق دارند که بی هيچ تبعيضی ، در مقابل کار مساوی ، مزد مساوی بگيرند.

3 ) هر کسی که کار می کند حق دارد مزد منصفانه و رضايت بخشی دريافت دارد که زندگی او و خانواده اش را موافق حيثيت و کرامت انسانی تأمين کند و در صورت لزوم با ديگر وسايل حمايت اجتماعی کامل شود.

4 ) هر شخصی حق دارد که برای دفاع از منافع خود با ديگران اتحاديه تشکيل دهد و يا به اتحاديه های موجود بپيوندد.

ماده ی 24

هر شخصی حق استراحت ، فراغت و تفريح دارد و به ويژه بايد از محدوديت معقول ساعات کار و مرخصی ها و تعطيلات ادواری با دريافت حقوق بهره مند شود.

ماده ی 25

1 ) هر شخصی حق دارد که از سطح زندگی مناسب برای تأمين سلامتی و رفاه خود و خانواده اش ، به ويژه از حيث خوراک ، پوشاک ، مسکن ، مراقبت های پزشکی و خدمات اجتماعی ضروری برخوردار شود ؛ همچنين حق دارد که در مواقع بی کاری ، بيماری ، نقض عضو ، بيوگی ، پيری يا در تمام موارد ديگری که به عللی مستقل از اراده ی خويش وسايل امرار معاشش را از دست داده باشد ، از تأمين اجتماعی بهره مند گردد.

2 ) مادران و کودکان حق دارند که از کمک و مراقبت ويژه برخوردار شوند. همه ی کودکان ، اعم از آن که در پی ازدواج يا بی ازدواج زاده شده باشند ، حق دارند که از حمايت اجتماعی يکسان بهره مند گردند.

ماده ی 26

1 ) هر شخصی حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش ، و دست کم آموزش ابتدايی و پايه بايد رايگان باشد. آموزش ابتدايی اجباری است . آموزش فنی و حرفه ای بايد همگانی شود و دست يابی به آموزش عالی بايد با تساوی کامل برای همه امکان پذير باشد تا هر کس بتواند بنا به استعداد خود از آن بهره مند گردد.

2 ) هدف آموزش و پرورش بايد شکوفايی همه جانبه ی شخصيت انسان و تقويت رعايت حقوق بشر و آزادی های اساسی باشد. آموزش و پرورش بايد به گسترش حسن تفاهم ، دگرپذيری و دوستی ميان تمام ملت ها و تمام گروه های نژادی يا دينی و نيز به گسترش فعاليت های ملل متحد در راه حفظ صلح ياری رساند.

3 ) پدر و مادر در انتخاب نوع آمزش و پرورش برای فرزندان خود ، بر ديگران حق تقدم دارند.

ماده ی 27

1 ) هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع سهيم و شريک گردد و از هنرها و به ويژه از پيشرفت علمی و فوايد آن بهره مند شود.

2 ) هر کس حق دارد از حمايت منافع معنوی و مادی آثار علمی ، ادبی يا هنری خود برخوردار گردد.

ماده ی 28

هر شخصی حق دارد خواستار برقراری نظمی در عرصه ی اجتماعی و بين المللی باشد که حقوق و آزادی های ذکر شده در اين اعلاميه را به تمامی تأمين و عملی سازد.

ماده ی 29

1 ) هر فردی فقط در برابر آن جامعه ای وظايفی بر عهده دارد که رشد آزادانه و همه جانبه ی او را ممکن می سازد.

2 ) هر کس در اعمال حقوق و بهره گيری از آزادی های خود فقط تابع محدوديت هايی قانونی است که صرفاً برای شناسايی و مراعات حقوق و آزادی های ديگران و برای رعايت مقتضيات عادلانه ی اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی در جامعه ای دموکراتيک وضع شده اند.

3 ) اين حقوق و آزادی ها در هيچ موردی نبايد برخلاف هدف ها و اصول ملل متحد اعمال شوند.

ماده ی 30

هيچ يک از مقررات اعلاميه ی حاضر نبايد چنان تفسير شود که برای هيچ دولت ، جمعيت يا فردی متضمن حقی باشد که به موجب آن برای از بين بردن حقوق و آزادی های مندرج در اين اعلاميه فعاليتی انجام دهد يا به عملی دست بزند.

Thursday, December 08, 2005

خشکيد و کوير لوت شد دريامان امروز بد و از اين بتر فردامان زين تيره دل ديو صفت مشتی شمر چون عاقبت يزيد شد دنيامان

Monday, November 28, 2005

MULLAHS,MURDERERS OF İRANİANS

There are documented evidences for disasters,tortures,rapes and massacres that have taken place in our homeland by these criminals.The bones of the bodies of our youth in KHAVARAN and other unknown places had covered the land.İf you want to see the yesterday,go to KHAVARAN!at the same time your feet might get struck in the ground because blood of the youth flowed in this very ground.Here,we must get our big handkerchiefs in order to give a long cry in front of the grave of our existence,for tomorrow,because the freedom and liberty is born out of cleanliness and loyalty.

Wednesday, November 16, 2005

molayan dar jange qodrat va baqa

bande mafeyaii va adamkosh hakem bar mihan masire ruyaruii ba jameaye jahani va be virani kashandane iran ra dar pish gerefteand.onha khub midanand ke ruze pasokhguii agar forsati baraye zendemandan peyda konanad fara mirasad va ba jesarat ashekar donya ra be mobareze mitalaband.nagozarim vatan ahuraii qorbani manafe va jahtalabihaye moshti molaye sheytan sefat shavad?

Sunday, November 06, 2005

ناظم‌ حكمت‌, دوستاني‌ دارم‌، براي‌ نان‌ مشترك‌

من‌ و بقال‌ سرگذرمان‌ را،
در امريكا هيچكس‌ نمي‌شناسد
با اين‌ وجود، از چين‌ گرفته‌ تا اسپانيا، از دماغه‌ اميدنيك‌ تا آلاسكا
در هر گام‌ از خشكي‌ و آب‌، دوستاني‌ دارم‌ و دشمناني‌
دوستاني‌ دارم‌، كه‌ همديگر را نديده‌ايم‌ حتي‌ يك‌ بار
اما حاضريم‌ بميريم‌ با هم‌ براي‌ نان‌ مشترك‌
آزادي‌ مشترك‌ و روياي‌ مشترك‌
و دشمناني‌ دارم‌ تشنه‌ به‌ خون‌ من‌ و من‌ تشنه‌ به‌ خونشان‌.

Thursday, October 13, 2005

MOLAYAN VA SALAH HASTEEİ

BEDUN TARDİD BAND TERRORİST VA JENAYATKARE HAKEM BAR İRAN DAR MOQABEL FESHARHAYE JAHANİ BE YEK AQABNESHİNİ TAKTİKİ DAST ZADE AST VA HAZER BE BARGASHT BE MİZE MOZAKERE SHODE AST.ONHA MİDANAND KE SARNEVESHTİ BEHTAR AZ SADAM NADARAND VALİ BA TAMAM TAVAN BE SUYE DASTYABİ BE BOMB ATOM DAR HARAKATAND.SHAYAD FAQAT 2 SAL VA YA KAMTAR ZAMAN LAZEM DARAND VA BA İN TARFANDHAYE SUKHTE TALASH DARAND TA İN ZAMAN TAHDİDHA RA AZ KHOD DUR NEGAHDARAND.MOSHKEL FAQAT SALAH ATOMİ NİST ,NAQZE HOQUQ BASHAR VA HEMAYAT AZ TERRORİSM VA KARNAME SEYAH JENAYAT VA TERROR NABAYAD DAR SAYEH MOSHKEL ATOMİ KAMRANG SHAVAD.MA KHAHAN BARKHORD QATE JAHAN BA İN GHODE SARATANİ DAR İRAN VA MANTEQE HASTİM.AREZUHA VA MOTALEBAT VA KHASTEHAYE ENSANİ VA DEMOCRATİC MELATE İRAN BAYAD MABNAYE HAR GUNE MOZAKERE VA YA EQDAM ATİ BASHAD.

Wednesday, August 31, 2005

آخر شاهنامه.

ما فاتحان قلعه های فخر تاريخيم.شاهدانِ شهرهایِ شوکتِ هر قرن ما،يادگار عصمت غمگينِ اعصاريم ما،راويانِ

قصه های شاد و شيرينيم، ما،فاتحان شهرهای رفته بر باديم با صدايی ناتوانتر زان که بيرون آيد از سينه راويان قصه های رفته از ياديم.

Tuesday, August 30, 2005

سپيده دم رهايی

.تو گويی در دياری فراموش شده زنده به گورند.يک سکوت قبرستانی همه جا حاکم و مردمان خاموش و نا اميد و افسرده تنها برای زنده ماندن در هم ميلولند.ما را چه شده است؟چگونه است که تن به اين تقدير سياه سپرده ايم؟اين جادوی قرون،اين طلسم پليد افسانه ها همهً ما را به بند کشيده است.اين کابوس را پايانی نيست که اينچنين ما خواب زدگان را زمينگير و بی سکون نموده است؟!ما را بيداری و برخاستن ميبايست که صبح روشن پايان اين شب ظلمانی ست.به خودآييم و چشم گشاييم،برخيزيم،گام برداريم،فرياد بزنيم و چون سيلی خروشان بنيادهای پوسيده ملايان را درهم بکوبيم.وطن آريايی را رها سازيم.ای توده های منفعل و خسته و ناراضی:تا کی بايد شاهد پژمردن گلهای اين بوستان آفت زده بود؟نسرين و نسترن ،سميرا و کيميا،غزل و مينا،فريده و زهرا،پونه و روًيا ها در اين خشکسال بی نشاط به خزان زودرس رسيده اند.کدامين آيه شيطانی ما را افسون و از خود تهی کرده است؟عشق و اميد را در روح های مرده خود زنده کنيم.آتش شور و خشم بر افروزيم،پرچم عصيان را کاوه وار بر افرازيم ،اين ضحاک مار به دوش تشنه خون و مغز و فکر جوانان ايران زمين است.به پا خيزيم و طومار اين سياه پوشان کج انديش را در هم بپيچيم.گلخنده های دختران نيلوفری ايران در دل اين مرداب ماتم وشيون وسياهی طنين انداز است که نويد روزهايی ديگرگون را ميدهند.آری،فردای رهايی

Tuesday, August 23, 2005

.قتل عام ۶۷ ،جنايتی بر عليه بشريت.

هزاران زندانی سياسی که عموماً مدتهای طولانی در سياهجالهای رژيم اسير بودند و تعدادی هم دوران محکوميت خود را تمام ولی رژيم از آزادی انها امتناع ميکرد در سکوت کامل دنيای خارج و با بيرحمی مظلومانه و قهرمانانه شهيد شدند.جمعی از صادق ترين و پاک ترين جوانان کشور از تمام احزاب و سازمان های سياسی،مجاهد وکمونيست و دمکرات وآزاديخواه،در زندانهای حکومت شيطان در گولاک اسلامی در کمون و برابری با مقاومتی دليرانه در مقابل اژدهای سياه مبارزه ميکردند.ملايان به خوبی ميدانستند که اين مردان و زنان شکنجه ديده و با ايمان هيچگاه تسليم اين سرنوشت تحميلی ساخته دست مشتی جاهل و متعصب و زورگو نخواهند شد.سياست ملايان در زندانها را ميتوان نمونه ای کامل از نحوه تفکر و عمل انان دانست که در ابعادی وسيع به شکلی سيستماتيک و خشونت بار در سطح کشور اجرا ميشد.در طی دهه ۶۰ و حاکم شدن جو رعب و وحشت در جامعه و تسلط اخوندهای مرتجع بر تمام شیًون زندگی مردم هزاران انسان ايرانی_زن و مرد،پير و جوان ،دانشجو و داش اموز،کارگر و معلم،از مردم عادی تا رهبران احزاب_تحت شديدترين فشارهای روحی و جسمی با برنامه های تواب سازی ملايان در زندانها مخالفت و با توان انقلابی مقاومت ميکردند:به شکل انفرادی و جمعی شکنجه ميشدند،شلاق ميخوردند،در قفس های قيامت ماهها چمباته ميزدند،در سلولهای انفرادی فراموش ميشدند،در زير ضربات کابل و باتوم مدهوش ميشدند،گرسنگی و تشنگی ميکشيدند،از تنفس هوای ازاد محروم ميشدند اما حاضر نبودندحتی به زور سرنيزه وطناب دار آ يه های شيطانی ملايان را بر زبان اورند.به صليب کشيده ميشدند و خود اگاه بودند که در برابر يک گروه اهريمنی و ادمکش بايستی ايستادگی کنند،چشم بند بر چشم داشتند ولی فراتر از افقها را ميديدند،در بند بودند ولی رهايی انسانها از تمام بندها را می خواستند،با هم دوست و همرزم و هم سنگر و هم پيمان بودند،با هم برادرانه و در برابری کامل زندگی می کردند،انان نخبگان فکری و از آزاده ترين جوانان اين مرز و بوم اريايی بودند،انان حاضر به خيانت به آرمان های مقدسشان نميشدند،ايده آل انان محو ظلم وستم و نا برابری در جهان بود،سلاحشان قلم بود و انديشه ،انها رهروان حسين وچه گوارا بودند.برای زندانی محروميت از ازادی بزرگترين نوع ستم بر انسان است:او دنيايی را آزاد می خواست،ميخواست بر کوهستانها آتش افروزد،ديوارها را فروريزد.او در سوگ سياوش گريسته،در مرگ غم انگيز سهراب شيون نموده،از قتل ناجوانمردانه رستم به خشم امده،از قيام مزدک طناب دار را به خاطر سپرده،شهربانو را در اسارت ديده،در مسلخ گاه بابک فرياد کشيده،و با شهيد راه قلم صور اسرافيل پيمان بسته،در تپه های اوين اوای ازادی سروده،از حنيف پاک و احمد و بيژن و مسعود وروزبه و گلسرخی و اشرف و خيابانی و سلطانپور فواد و شوان درس مبارزه و شهادت را آموخته و اکنون خود مرگ سرخ را بر زندگی ذلت بار ترجيح داده است.آری؛اين چنين بود که رفيقان و همرزمان به دست ملايان دژخيم و خونريز غريبانه بر طناب دار بوسه زدند.۰ ۳هزار زندانی سياسی در تابستان ۶۷ به دستور شخص خمينی جلاد و با همکاری سران فعلی رژيم دسته جمعی کشتار شدند و ملايان به خيال ناپاک خويش خود را از معضل زندانی سياسی اسوده ساختند.اين سند روشن و انکار ناپذيری از بيرحمی و خشونت و اهريمنی بودن اين رژيم وحشی ضد انسانی است که هرگز نبايد فراموش شود ودير يا زود ملايان بايد پاسخگوی ان باشند.

Tuesday, August 09, 2005

ملايان و استراتژی برخورد

.روی کار اوردن احمدی نژاد گروگانگير سابق،از عوامل کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷ و مسيول ترور مخالفان در خارج از کشور بويژه دکتر قاسملو و يارانش نشان از تصميم ملايان به مقابله در رابطه با چالشهای داخلی وخارجی ميياشد که اين روزها موارد عينی ان بخوبی مشاهده ميشود:سرکوب و کشتار مردم کرد و رفتار بی رحمانه با اکبر گنجی و از سرگيری بخشی از فعاليت های هسته ای .ملايان دستيابی به سلاح هسته ای را تنها ضامن بقاء خود ميدانند و در اين راه هزينه های سنگين مادی بر ملت ما تحميل کرده و ميروند تا منافع ملی و تماميت ارضی کشور را نيز به مخاطره جدی اندازند.تحليل انان بر اين پايه استوار است که جهان غرب بويژه امريکا ناتوان از برخورد جدی و قاطع در برابر شان ميباشد.انها از قبل نقشه بازکردن يک جبهه گسترده از سرحد پاکستان تا مرزهای لبنان را با همکاری گروههای تروريستی همچون القاعده را کشيده اند،استفاده از توان تروريستی حزب الله و حماس و ديگر عوامل رژيم در به اشوب کشاندن منطقه و ناامنی در جهان را طرح کرده اند،قطع صدور نفت و پيامدهای ان بر اقتصاد جهان را در نظر گرفته اند،با دخالتهای مستقيم و پنهانی و اشکار بر گرفتاری امريکا در عراق و افغانستان افزوده اند،در صحنه داخلی با حاکم نمودن فضای امنيتی و ايجاد خفقان و ارعاب سعی در نظامی کردن جامعه و در صورت لزوم اعلام حالت فوق العاده دارند.همه اينها نشان ميدهد که ملايان به خوبی ميدانند که عمرشان به سرامده وتنها راه برای ادامه حيات نامشروع خود هزينه نمودن امنيت و ثبات و يکپارچگی ميهن ماست.انها شمشير را از روبسته اند.مسلماّ تغيير رژيم کليد حل همه مشکلات است.تمام جهان بايد در قبال رژيم و تلاش ان برای ساخت سلاح اتمی قاطعانه وارد عمل شوند و بهترين راه ارجاع پرونده به شورای امنيت برای انجام اقدامات لازم است.فشارهای جهانی بر رژيم در زمينه نقض حقوق بشر و حمايت از تروريسم بايد جدی تر و قاطعانه تر ادامه يابد.از طرف ديگر اين مردم ايران هستند که بايد بدانند هر روز که از عمر اين حکومت ميگذرد هزينه ها سنگين تر و جبران ناپذيرتر خواهد شد و بايستی حرکت های عملی خود را با الگو قرار دادن قيام کردستان اغاز کنند.اين رژيم در برابر جنين حرکتی از درون چون طالبان يک شبه فروخواهد ريخت و اين کابوس قرن محو خواهد شد.

کردستان،پيشمرگ ازادی ايران.

کردستان سنگر مقاومت در برابر اژدهای سياه اينک در اتش و خون و عصيان است.در شرايط کنونی در جو استبداد و ارعاب و سرکوب و در فضای انفعال حاکم بر بخش وسيعی از جامعه، مردم کرد قيامی را بر اساس نافرمانی مدنی ومقاومت خيابانی برای احقاق حقوق تاريخی خود اغاز کرده اند.رژيم جنايتکار، کردستان را به پادگان نظامی تبديل نموده و از هچ جنايتی برای خاموش کردن اين قيام دريغ نميکند.مسيوليت تمام نيروهای انقلابی و ازاديخواه است که با اين قيام اعلام همبستگی نمايند.اين شورش ميتواند همچنان شعله ور بماند و توده های خاموش و ناراضی ايرانی را به سوی يک عصيان که حکومت شیطا ن را براندازد رهنمون باشد.اين يک مقاومت مشروع است و جا دارد احزب سياسی کرد فعالانه در اين مقطع وارد عمل شوند و بدون توجه به برخی محدوديت های تحميلی از ملت خود با توسل به هر شيوه ممکن حفاظت کنند.اين حق طبيعی و مشروع هر کسی است که از جان و مال وناموس و خاک خود در برابر تجاوز دشمن بيرحم و اشغالگر دفاع
نمايد.جنبش تاريخی و حق طلبانه ملت کرد وارد دور جديدی از مبارزه خود ميشود.موقعيت جغرافيای سياسی خاص و تحولات مهم منطقه و پتانسيل قوی مبارزاتی ملت کرد ميتواند کردستان را به سنگر ازادی ايران تبديل کند.

Monday, August 08, 2005

The end of a nightmare and beginning of iranian renaissance

The middle ages were a dreadful exprience of religious dictatorship that resulted in era of enlightenment and advent of human power in use of thought,reason and science.But today,in the time of man freedom and peoples democracies we witness again recurrence of that black age in our society.The Mullahs by misuse of religious historical minds of our nation and by applying of propagandistics methods built a cruel theocracy and another time the clergies pastorized the immature and obedient masses.Without doubt,such an exprience,however costly and tragic produced gradually the bed for appearing of an iranian renaissance.Mullah's function drew such a rough and inhuman picture of religion and God for us that our duty was clear toward the religion forever and today ,a silent but poweful and modernist movement is forming and is going to be an end to this nightmare and be outset to arrive in a new world.For the first time the religious forces took possession of power and religion and its efficiency was experimented in managing of a country.Now,we witness its results that only could be described as a catastrophe.This period in evolutionary trend of history is starting point for iranian human to control its destiny apart from the metaphysics.İn this new process unsolved conflicts and permanent contradictions such as:security and democracy,religion and state,tradition and modernism,individual freedoms and divine destiny will be solved in the course of an objective exprience.This old system will be collapsed and a new order will be formed on basis of essentials and principles of democracy,establishment of law,individual freedom and independence and convergency with the today's world.İt is unavoidable process and is history predestination.

Friday, July 29, 2005

دختران ايران

خدايا، خدايا، دختران نبايد خاموش بمانند هنگامی که مردان نوميد و خسته پير ميشوند!؟

Saturday, July 16, 2005

ُسرود ِ ابراهيم در آتش ..

اين سرودهً شاعر بزرگ شاملو را به مقاومت ا يران و به هزاران شهيد مجاهد،کمونيست،دمکرات و آزاديخواه وهمجنين به پايداری و مقاومت دليرانه مبارز ازادی اکبر گنجی تقديم ميکنم:در آوار خونين گرگ و ميش ديگر گونه مردی آنک،که خا ک را سبز می خواست و عشق را شايستهً زيباترينِ ِ زنان که اين اش هديتی نه چنان کم بها بود که خاک وسنگ را بشايد.چه مردی! چه مردی! که می گفت قلب را شايسته تر آن که به هفت شمشير عشق در خون نشيند و گلو را بايسته تر آن که زيباترين ِ نام ها را بگويد.و شيرآهن کوه مردی از اين گونه عاشق ميدان خونين ِ سرنوشت به پاشنهً آشيل درنوشت.ـ رويينه تنی که راز ِ مرگش اندوه ِ عشق و غم تنهايی بود.آه ،اسفندیارِ مغموم! تو را آن به که چشم فروپوشيده باشی!«ـآيا نه يکی نه بسنده بود که سرنوشت ِ مرا بسازد؟ من تنها فرياد زدم نه! من از فرورفتن تن زدم.صدايی بودم من ـ شکلی ميان ِ اشکال، و معنايی يافتم.من بودم و شدم، نه زان گونه که غنچه يی گلی يا ريشه يی که جو انه يی يا يکی دانه که جنگلی ـ راست بدان گونه که عامی مردی شهيدی؛ تا آسمان بر او نماز بّرّد.من بی نوا بندگکی سر به راه نبودم و راه ِ بهشتِ مينوی من بُز رو ِ طوع و خاک ساری نبود: مرا ديگر گونه خدايی می بايست شايسته ی آفرينه يی که نواله ی ناگزير را گردن کج نمی کند.و خدايی ديگرگونه آفريدم.دريغا شيرآهن کوه مردا که تو بودی، و کوه وار پيش از آن که به خاک اُفتی نستوه و استوار مرده بودی.اما نه خدا و نه شيطان ـ سرنوشت ِ تو را بُتی رقم زد که ديگران می پرستيند.بُتی که ديگران اش می پرستيدند..

اکبر گنجی ،نماد مقاومت و قهرمان آزادی

اکنون ۳۵ روز از اعتصاب غذای اين روزنامه نگار شجاع و ازاديخواه ميگذرد و او حاضر به تسليم در مقابل اهريمن عمامه به سر نيست.اين نشانه بی توجهی ملايان به حقوق انسان و بيانگر ظلم،ستم،استبداد و اختناقی است که ملت ايران در طی اين ۲۶ سال متحمل شده است؛مقاومت خونين وهزاران شهيد.آری،آقای گنجی نماد مقاومت در مقابل شيطان و قهرمان ازادی ايران است.و او چه زيبا گفت که برای رسيدن به ازادی بايد اماده پرداخت هزينه بود و او با شهامت تمام قدم پيش گذاشته و مرگ را برای رهايی برگزيده است.اين پيام روشن به همه ازاديخواهان است.او را تنها نگذاريم واو را حمايت کنيم.

Tuesday, June 28, 2005

وطن نيلوفری

در چنين وحشت نما پاييز که ارغوان از بيم هرگز گل نياوردن . او بهار دل گشای روزهايی هست ديگر گون

Monday, June 27, 2005

فرصتی جديد و تاريخی

انتصاب احمدينژاد به رياست جمهوری حاصل تلاش محفل پنهان و قدرتمند درون رژيم برای يکپارچه نمودن حاکميت و نشان از تضادهای عميق درون سيستم ميباشد۰مرزها کاملآروشن شده است۰امروز تمام نيروهای ازاديخواه به اين درک تاريخی رسيده اند که تنها با سرنگوی اين رژم ضد بشری و برپايی يک سيستم مکرات است که ميتوان به خواستها و مطالبات ملت پاسخ عملی وعينی داد۰اين تحول مثبتی درروند جنبش دمکراسی خواهی وطن است.از طرف ديگر شرايط خاص جهانی و اوضاع منطقه رژيم را وادار به اتخاذ موضع شفاف در قبال مسائلی چون صلح خاورميانه و برنامه هسته ای و نبرد با تروريسم مينمايد .مسلم است که رژيم به دليل مخالفت عملی با صلح و تلاش جدی برای دستيابی به سلاح هسته ای و حمايت همه جانبه از تروريسم بين الملل در موضع ضعيف و شکننده ای قرار خواهد گرفت و ناچار به تسليم و يا مقابله بر خواهد امد که در هر دو صورت به مرز سقوط و فروپاشی ميرسد .با توجه به شرايط بحرانی و انفجار اميز داخلی و فشارهای خارجی موضع اپوزيسيون بسيار قوی و کارساز خواهد بود.مسئوليت تمام نيروهای ازاديخواه تشکيل يک ائتلاف گسترده حول محور براندازی رژيم بر اساس توافق جمعی در مورد مسئله تعيين ساختار و ماهيت سيستم سياسی اینده در يک رفراندوم ازاد و با نظارت بين المللی ميباشد.در اين صورت ملت ايران يک صدای واحد از مخالفان ميشنود و از ديگر سو جامعه جهانی يک الترناتيو قوی را نميتواند ناديده بگيرد.ما ميتوانيم و بايد به چنين تصميمی برسيم .تجربه خونين ۲۶ سال حاکميت فاشيزم مذهبی و هزينه های سنگين انسانی و مادی حاصل از ان ما را به اين انتخاب تاريخی و سرنوست ساز رسانده است.

Sunday, June 26, 2005

AFSUS!

AY DERAKHTANE AQİME RİSHETAN DAR KHAKHAYE HARZEGİ MASTUR ,YEK JAVANE ARJMAND AZ HİCHJATAN ROST NATVANAD,AY GORUHİ BARGE CHERKİN TARE CHERKİNPUD,YADGARE KHOSHKSALİHAYE GARDALUD,HİCH BARANİ SHOMA RA SHOST NATVANAD.

Monday, June 20, 2005

rishkhande mullayan

(NOTE:this text is in persian with english lettres).aknun 26 sal ast ke regime sheytanie mullayan sarzamin ahuraiie mara eshgal nemudeand va baraye baqaye khod az hich jenayati ferugozari nakardeand.karname seyah va nangin anan bar hichkas pushide nist.chegune ast ke dar in asr azadi va demokrasi moshti mollaye pir va fartut inchenin sadde rah tohaqoqe arezuhaye 70 million ensan irani shodeand?dar in doure hasas tarikhi ke nasim azadi sarasar mantaqe ra fara gerefte ast,mullayan ba anjam kheyme shab baziye entekhabati az demokrasi dini sokhan miguyand.natije entekhabate nemayeshi 27 khordad rishkhand mullayan be jahan azad va mellat iran ast.in goruh ahrimani be ma miguyand "tahrim konid"amma ma qodrat on ra darim ke harke ra ke bekhahim az del sanduqhaye ray dar avarim.hal masuliyat tarikhiye mellat iran chist?hamvatan!faribe tablighate derughin mullayan ra nakhorid,goruhe mafiaii qodrat be rahbariye khamenei va hamdasti digar rahbaran vabaste tamamiye abzarhaye qazaii,amneyati ,qanungozari,tablighati va siasi ra dar ekhtyar darand va bar tebqe yek senario az pish tayin shode say dar kashandan zaheri mardom be paye sanduqhay ray jahat mashruiyatbakhshi be in band jenayatkar darand.rafsenjani,ahmadinejad,karubi va digaran sar va tah yek karbasand,onha hame dar tul in salha dar dayere baste qodrat sharik va har kodam az onha amalkard siahi az koshtar va jenayat darand .behush bashid!in yek forsat tarikhi ast,tahrim kamel in bazi payam roushani be tamam donyast ke mellat iran az in hakemiyate ahrimani jedast va khahan yariye jahane azad baraye rahaii az in estebdade khashen mazhabi mibashad.tahrime entekhabate farmayeshi raye na be in nezame puside va zede ensani ast va mitavanad yek refrandome geyre rasmi baraye nafye in regime terroriste akhondi bashad.hamvatan!kami ghirat!kami hemmat!mullayane terrorist sarmast az qodrat adaye demokrasi va entekhabate azad ra dar miavarand va be ma rishkhand mizanand.ma nik midanim ke in yek bazi bish nist va in jenayatkaran ma ra dar yek hesare shisheii mahsur kardeand va rahe zendegiye behtar ra bar ma sad nemudeand.hamvatan!kami ghirat!azadi haqe mast ,ma sezavare dashtane yek jamea demokrat va azad va morafah va qodratmand hastim,chizi ke mullayane fased baraye yek roba qarn mara az dashtan on mahrum kardeand.emruz sherkat dar in bazi khayanat be tarikh va naslhaye ayande ast.be donya sabet konim ke in regime sheytani namshru va raftanist.

Friday, June 10, 2005

Students and civil disobedience front

Anykind of participation in this electoral show is contrary to our national interests.The function of İran Freedom Movement and the so-called National-Religious forces is a clear proof of their opportunism character and indicates their treacherousness nature in this critical point of our history.They have been always ready to collaborate with lords of power to gain some positions and priviliges and therefore their contribution to the system is an evident meaning of treachery and they must be responsible for it in the future.İT İS A GREAT SİN.The active and alert students as true speakers of İranian masses acknowledged rightly the substance and sructure of this religious despotism as essential factor for fundamental difficulties of our society and with a revolutionary move have chosen a clear and transparent attitude regarding boycott of the regime's ordered election.Their act is in direction with general oppinions of iran's nation.They are trying to unite dissident forces of social different layers on basis of liberal-democracy and human values.İt is a great work and praiseworthy.And now,the border is going to be distinguished;İran Freedom Movement and the named National-Religious forces in conspiracy with so-called govermental reformists(participation front)have decided to take part in this play(that its result is clear heretofore).They want to give legitimacy to Anti-national function of this regime and from the other part,by misusing of democracy and human rights slogan want to disarm young and active forces that are resorting to passive resistance and civil disobedience for regime'change.İt is an obvious treason and unforgiveable sin that İran's nation never forget.Khatami's project and his scandalized defeat for duration of Mullah's rule is a historic event and unforgettable.This non-elected group and ruling maphiaist band have control over all security,judiciary,financial,propagandistic and legislation tools and easily don't yield to nation's lawful demands.The best choice for our nation and our progressive generation is to boycott this puppet show and start direct struggle against the regime.Patriotism demands that we try to form a great coalition of all liberal forces and our vanguards could be brave students that with moral heroism are fighting in this civil battlefield.On the opposite point,opportunists and traitors in collusion with this oppressive regime are trying to form a new project for survival of this falling system.They introduce themselves under the forged name of democracy and human rights front.But,they debase themselves and troube us.

Thursday, June 09, 2005

LA PESTE

LA PESTE is literary work of french great philosopher Albert Camou and is about a plague-stricken town.İn my view this book gives a true picture of social'conditions of İRAN at this time.İ recommend it to everyone that is inclined to understand the situation of Mullah-stricken society of İRAN.Of course this book has profound meanings of philosophical thoughts that presents writer's regard toward life,death and struggle but it could be dramatized to closed,ailing and limited societies under rule of dictators.İ have lived among the iranian masses and i have witnessed the annihilation of iranian culture and i have seen objective results of Mullahs'destructive policies.And now,my brothers,my sisters,my comrades,my fathers,my mothers,all of my iranian countrymen let's think about the future of our children and don't let these fresh and delicate flowers be faded and withered in this plague-stricken land.POURİAS,NASRİNS,NASTARANS,KİMİAS,GHAZALS,SAMİRAS,EHSANS,SORUSHES wish a happy and loveley world but they would not have a better fate than us if we stay indifferent,inactive and passive.İt is all enough.We have been burnt but if we want a better and brighter future for our children then stand up.This dark night will pass and shining day waits for us.