Wednesday, August 17, 2011

باد ما را خواهد برد,فروغ فرخزاد

در شب کوچک من افسوس
باد با برگ درختان میعادی دارد
در شب کوچک من دلهره ویرانیست
گوش کن
وزش ظلمت را میشنوی؟
من غریبانه به این خوشبختی می نگرم
من به نومیدی خود معتادم
گوش کن
وزش ظلمت را میشنوی ؟
در شب اکنون چیزی می گذرد
ماه سرخست و مشوش
 و بر این بام که هر لحظه در او بیم فرو ریختن است
 ابرها همچون انبوه عزاداران
لحظه باریدن را گویی منتظرند
لحظه ای
و پس از آن هیچ .
پشت این پنجره شب دارد می لرزد
و زمین دارد
باز میماند از چرخش
پشت این پنجره یک نا معلوم
نگران من و توست
ای سراپایت سبز
دستهایت را چون خاطره ای سوزان در دستان عاشق من بگذار
و لبانت را چون حسی گرم از هستی
به نوازش های لبهای عاشق من بسپار
باد ما را خواهد برد
باد ما را خواهد برد

Sunday, July 24, 2011

‪Maria Mena Mitt lille land 2 min.‬‏ - YouTube

‪Maria Mena Mitt lille land 2 min.‬‏ - YouTube

Norwegian lyrics….

Mitt lille land
Et lite sted, en håndfull fred
slengt ut blant vidder og fjord

Mitt lille land
Der høye fjell står plantet
mellom hus og mennesker og ord
Og der stillhet og drømmer gror
Som et ekko i karrig jord

Mitt lille land
Der havet stryker mildt og mykt
som kjærtegn fra kyst til kyst

Mitt lille land
Der stjerner glir forbi
og blir et landskap når det blir lyst
mens natten står blek og tyst

Mitt lille land
Et lite sted en håndfull fred
slengt ut blant vidder og fjord

Mitt lille land
Der høye fjell står plantet
mellom hus og mennesker og ord
Og der stillhet og drømmer gror
Som et ekko i karrig jord

English translation…

My little country
A little place, a handful of peace
thrown out among mountain plateau and fjords

My little country
Where high mountains are planted
among houses, people and words
Where silence and dreams grow
Like an echo in barren earth

My little country
Where the sea pats mild and soft
like it’s caressing from coast to coast

My little country
Where stars glide by
and becomes landscapes when it gets lighter
while the night stands there – bleak and silent

My little country
A little place, a handful of peace
thrown out among mountain plateau and fjords

My little country
Where high mountains are planted
among houses, people and words
Where silence and dreams grow
Like an echo in barren earth

Tuesday, June 14, 2011

باد بی قراری ,قیصر امین پور

باد بی قراری

این بوی غربت است
که می آید
بوی برادران غریبم
شاید
بوی غریب پیرهنی پاره
در باد
نه !
این بوی زخم گرگ نباید باشد
من بوی بی پناهی را
از دور می شناسم :
بوی پلنگ زخمی را
در متن مه گرفته ی جنگل
بوی طنین شیهه ی اسبان را
در صخره های ساکت کوهستان
بوی کتان سوخته را
در مشام ماه
بوی پر کبود کبوتر را
در چاه
این باد بی قراری
وقتی که می وزد
دلهای سر نهاده ی ما
بوی بهانه های قدیمی
می گیرد
و زخمهای کهنه ی ما باز
در انتظار حادثه ای تازه
خمیازه می کشند
انگار
بوی رفتن
می آید

Thursday, May 26, 2011

 حالا ، از انعکاس سرخ گیلاس ها خبری نیست
 شاخه ها توان وزن مرا ندارند
 و گنجشک های شوخ شاخه نشین
 به زبانی غریب سخن می گویند
 غریب

Sunday, May 08, 2011

زیر ستاره ها ,منوچهر آتشی

 در آسمان ستاره خواب آلودی
از کهکشان سوخته ای پرسه می زند
 در باغ کهکشانی از اعماق
 گویا
توفان نهال ها را از ریشه می کند
از کهکشان سوخته گویا
 خون می چکد به باغ سفید ستاره ها
 گویا سوار یاغی نکامی
روی زمین
با ترکه باغ خرم نرگس را آشفته می کند
روی زمین بر دشت های خالی
 زیر ستاره های غبار آلود
مرد غریب غمگینی
 در کوره راه های فراموشی می گردد
گویا صلای مبهمی او را ز آنسوی سدرهای وحشی
می خواند
باغ سفید نرگس رویایش را
 شاید سوار وحشی کابوسی
با ترکه ریخته
در آسمان در کهکشان سوخته ای گویا
بر طبل واژگون عزا می کوبند
 و شیون مداومی از خاک
در نیمروز تعزیه
 به آسمان سوخته تبخیر می شود

Friday, April 01, 2011

رازق فانی

خیل خفا ش
هما ن لحظه که بر شهر هجوم آ ورد ند
جغد ها را سر منبر بر د ند
حکم ا عدا م قنا ری ها را
همه فتو ا دا د ند
و به شب
نامه نو شتند
 
که جا وید بما ن
ـ ما هوا دا ر تو ییم ـ
و ا ز آ ن لحظه به بعد
هر کجا جر قة نوری به نظر می آ مد
شب پرستان به لگد کو بید ند

Sunday, March 06, 2011

گریه سیب ,هوشنگ ابتهاج


شب فرو می افتاد
به درون آمدم و پنجره ها رابستم
باد با شاخه در آویخته بود
 من در این خانه تنها تنها
غم عالم به دلم ریخته بود
 ناگهان حس کردم
که کسی
 آنجا بیرون در باغ
در پس پنجره ام می گرید
صبحگاهان شبنم
 می چکید از گل سیب

Monday, January 03, 2011

پارس دیلی نیوز - این همه اعدام و خون ریزی برای چیست؟

آری خامنه ای قاتل و جنایتکاران پیرامون او خوب می دانند که در پشت سیمای آرام وغم زده ی خیابانهای تهران و شهرستانها که به ضرب و زور کشتارهای خیابانی و برپا کردن چوبه های دار و پرکردن زندانها و شکنجه گاهها از زنان و مردان آزادیخواه ایرانی حاصل گردیده است ، آتشفشانی در غلیان و جوش و خروش است که اگر این آتشفشان سر باز نماید در یک چشم بهم زدن همه آنان را به خاکستر بدل خواهد ساخت . خامنه ای و باند تبهکارش از این غلیان و جوش وخروش ، شب و روز در وحشت به سر می برند و علت شتاب در اعدام جوانان بی گناه ، صدور احکام سنگین برای فعالان جنبش زنان ، دانشجوئی ، کارگری ، روزنامه نگاران و نویسندگان ، وکلا و هنرمندان و هر چه بیشتر عرصه را بر زندانیان سیاسی تنگ کردن همه را می بایستی در همین ترس و وحشت کودتاچیان از غلیان آتشفشانی که برآن نشسته اند جستجو کرد .

Saturday, November 27, 2010

YouTube - Sezen AKSU - Belalım..

YouTube - Sezen AKSU - Belalım..
آزادی !
 ای پرنده ی زندانی
 این باغ باژگون
بی نغمه های تو
 دل در سرود خاکسار که بندد ؟

Thursday, October 21, 2010

قیام نهایی

اکنون سی‌ سال از حاکمیت رژیم جهل و جنون ملاها می‌گذرد و ما شاهد انبوهی از جنایات و ویرانگریهای این قوم خون آشام بوده ایم.دیگر بس است این مرثیهٔ سرایی ها! چه کار اکنون باید کرد؟ مسئله این است!چرا با این همه جانبازی‌ها و فداکاری‌ها هنوز شاهد سلطه مشتی مجنون آدمکش هستیم؟ چرا قیام خونین و پر شور سراسری سال گذشته اینچنین عقیم و راکد شد؟ هر کدام از ما جواب‌هایی‌ آماده داریم.کنون صحبت از خیزشی دوباره می‌کنم؛ صحبت از وارد کردن ضربه نهایی بر پیکر فرسوده و آلوده آخوندیسم.راه نجات را در قیامی همگانی میدانم ولی‌ چگونه میتوان شوری دگرگونه بپا کرد بسته به همّت و غیرت من و تو دارد هموطن.رژیم در بدترین شرایط زیستی‌ خود قرار دارد و شکاف‌های عمیق درونی،،فساد همه جانبه، فشار‌های خارجی‌،مشکلات عظیم اقتصادی ، نارضایتی‌ و خشم عمومی  همم زمینه مناسب برای نابود کردن این نظام اهریمنی را فراهم آورده است.می‌بایست همه متمرکز بر به خروش آوردن و به خیابان کشیدن توده‌‌ها باشیم.میتوانیم با این همه ابزار‌های نوین اطلاعاتی اگر سر از لاک خود در آوریم و هر کدام سهمی شایسته در این نبرد تاریخی بر عهده بگیریم.لزومی نیست میلیون‌ها نفر به خیابان‌ها بیایند.در هر انقلابی‌ همیشه چند هزاری پیش آهنگ و پیش مرگ حکومتی را به مرز از هم پاشیدگی میرسانند و آن زمان است که توده‌‌های خشمگین چون سیل به حرکت در آمده و بساط این دغل کاران را ویران میکنند.

Friday, October 01, 2010

فریدون مشیری ,فریاد

مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
 من دچار خفقانم خفقان
 من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
 ای
با شما هستم
این درها را باز کنید
من به دنبال فضایی می گردم
لب بامی
 سر کوهی دل صحرایی
که در آنجا نفسی تازه کنم
آه
 می خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد
من به فریاد همانند کسی
که نیازی به تنفس دارد
 مشت می کوبد بر در
پنجه می ساید بر پنجره ها
محتاجم
 من هوارم را سر خواهم داد
چاره درد مرا باید این داد کند
از شما خفته چند
چه کسی می اید با من فریاد کند ؟

YouTube - Aria Aram nejad - ali barkhiz

YouTube - Aria Aram nejad - ali barkhiz

Friday, August 13, 2010

امروز برای اکثریت مطلق ایرانیان روشن است که با وجود این رژیم استبدادی و سیستم فاشیستی مذهبی‌ دستیابی به آزادی ،رفاه و زندگی‌ بهتر محال است.در این میان بخش کوچکی از دانشجویان،روزنامه نگاران،فعالین سیاسی و حقوق بشر به مقابله مستقیم با این نظام ستمگر برخاسته اند ولی‌ همین اکثریت نا‌ راضی‌، خاموش و بی‌ تفاوت به نظاره نشسته تا مگر نیروی خارجی‌ و یا معجزه‌ای بساط این دغلکاران را بر اندازد.نباید فراموش کرد هزاران انسان از طیف‌های مختلف سیاسی در این سی‌ سال مبارزه و جانفشانی کردند تا آزادی را به این سرزمین ملازده به ارمغان بیاورند اما دریغ که در سکوت و انفعال همین مردم اسیر در دایره بسته جهل و خرافات عفریت خمینیسم، دست دسته به قربانگاه رفتند و راهی‌ پر خون به یادگار گذاشتند تا ما بدانیم وارث چه گذشته خونباری هستیم.آنچه در یکسال اخیر در خیابان‌ها شاهد بودیم گواهی بر نیروی بالقوّه اعتراض به وضع موجود و قیام برای دگرگونی بود اما باز نبود یک رهبری کار آامد و فقدان سازمان دهی‌ این جنبش را که میرفت برای همیشه ایران را از شر این شیاطین رهایی دهد به سکون و خاموشی نسبی‌ کشاند.هنوز هم دیر نیست!مهم این است که بدانیم اشکال کار کجاست و دیگر راه آزموده را نپیماییم.به باور من طیف اصلاح طلب به دلیل پایبندی به چارچوب جمهوری اسلامی نه تنها قابل اعتماد نبوده بلکه خود سدی در مقابل حرکت آزدیخواهی خواهد بود و بایستی‌ تکلیف خود را با آنان روشن کنیم.از این سؤ ما چاره‌ای نداریم جز اینکه حول اصول و ارزش‌های مشترکی گرد آمده و جبهه گسترده‌ای از تمام آزدیخواهان تشکیل و خود را به عنوان آلترناتیو دموکرات و قابل قبول در مجامع بین المللی مطرح کنیم.این خود پشتوانه قوی برای نیروهای درون مرز و همین توده‌های خاموش خواهد بود که با تغییر رژیم راه برای ثبات سیاسی و پرهیز از هرج و مرج آماده خواهد بود.اگر اوضاع به همین شکل ادامه یابد یا بایستی‌ خود را در برابر یک حمله خارجی‌ ناظر ناتوانی‌ ببینیم و یا این ملایان اهریمنی با فضاسازی‌های کاذب و تسویه‌های درون سیستمی‌ بار دیگر ملتی را بفریبند و ما خواهیم ماند و آرمانی که امید به تحقق آن در آینده نزدیک نخواهد بود.